صداها

 

 

 

فایده نداشت.

صداها بیشتر شد.

انگشتانش را از گوشش درآورد.

 

 

 

 

 

 

 

داستانک «دایره؛ مثلث؛ مربع؛ دایره...!»

دایره می‌کشید. دایره، توی دایره، توی دایره، توی دایره، تو دایره. به نظر نمی‌رسید که دوست داشته باشد شکل منظمی از آب در بیاید. طوری دایره می‌کشید و صفحه را سیاه می‌کرد که دایره‌ها توی هم محو می‌شدند. مثل یک لکه سیاه یا چند قطره جوهر پاشیده شده. کاغذ هم دیگر واقعاً خیس به نظر می‌آمد. گوشه سلول نشسته بود. درست جایی‌که دو دیوار به‌هم می‌رسیدند. خودش را این‌قدر تکان داده بود که تا جایی‌که می‌شود برود کنج دیوارها. انگار که دوست داشته باشد دیوار محکم او را در آغوش بگیرد. کاغذ اول که پاره شد، خیلی بی‌مقدمه توی کاغذ زیری شروع کرد به کشیدن مثلث. رد بی‌رنگ دایره‌های کاغذ اول، روی صفحه دوم به چشم می‌خورد. انگار که مثلث‌ها را دور رد بی‌رنگ دایره‌ها می‌کشید. صفحه دوم هم پاره شد توی صفحه بعد را مربع کشید. رد بی‌رنگ مثلث‌هایی که دور اثر دایره‌های صفحه اول کشیده بود. باورتان می‌شود اگر بگویم دور رد اثر مربع‌ها در صفحه بعد شروع کرد به کشیدن دایره...؟

کاغذ را پاره کرد.

اول دو تکه.

بعد چهار تکه.

هشت تکه... .

شانزده تا... .

سی و دو ... .

چند لحظه کوتاه همه چیز یادش رفت.

خنده اش گرفته بود. داشت فکر می کرد که، عدد بعدی شصت و دو می شود؟

باورش نمی شد که آن لحظه، با آن حال و هوا دارد به چیز دیگری فکر می کند.

تمام نشده بود.

یکی یکی، پشت و روی تمام تکه های پاره شده را زیر و رو کرد.

احساس می کرد هنوز، پشت یکی از آنها مانده باشد.

پاره نشده... .


قلم  مخصوص نوشتنش را بین انگشتان زمختش شکست.

لبهایش را به صفحه ی آخر دست نوشته ی رمان اش نزدیک کرد.

 درست همانجایی که اسم قهرمان مرد نوشته شده بود: ((قول میدی بهش دست نزنی؟))

برگزیدگان دومین دوره جایزه ادبی دخیل معرفی شدند
برگزیدگان و شایستگان تقدیر دومین دوره جایزه ادبی اینترنتی دخیل معرفی شدند.
سیدمیثم رمضانی، دبیر جایزه «داستان کوتاه کوتاه دخیل» در تماسی با مهر گفت: دومین دوره جایزه خصوصی و غیردولتی دخیل به پایان رسید و برگزیدگان آن مشخص شدند.
تیمور آقامحمدی، خلیل رشنوی، علی‌اصغر کاویانی و فرشته قلی‌پور، داورانی بودند که آثار رسیده را بررسی و داوری کردند. داستان‌ها در 3 بخش عاشورایی، جنگ و آزاد مورد داوری قرار گرفت و نفرات برگزیده و شایسته تقدیر هر بخش توسط داوران معرفی شد.
وی افزود: از میان 287 اثری که به دست ما رسید، 18 نفر برگزیده شدند که ظرف 10 روز آینده جوایزشان را به صورت پستی برایشان ارسال خواهیم کرد. در بخش داستان کوتاه کوتاه عاشورایی، 5 نفر برگزیده داشتیم که 3 نفر آنها رتبه‌های اول تا سوم بودند و 2 نفر دیگر از شایستگان تقدیر هستند. اسامی نفرات اول تا سوم این بخش عبارت است از: 1ـ سیدابراهیم پیره از کرمانشاه 2ـ فاطمه ناظری از کرمانشاه 3ـ معصومه کلانتری از شیراز. اسامی دو نفر شایسته تقدیر این بخش نیز به این ترتیب است: زینب عشقی از تهران و فرزاد بیات از زنجان.
دبیر این جایزه در ادامه گفت: در بخش داستان کوتاه کوتاه جنگ در یک رقابت نزدیک، 8 برگزیده و 5 شایسته تقدیر معرفی شدند که اسامی‌شان به این ترتیب است: اسامی برگزیدگان: 1ـ سید ابراهیم پیره از کرمانشاه 2ـ نیلوفر مالک از تهران 3ـ مصطفی میرزایی از ملایر و شایستگان تقدیر: مرتضی عشاق از شیراز، محمدرضا بوربوری از تهران، هاجر زمانی از قم، رسول نادری از کامیاران و عادل هیاوی از آبادان.
رمضانی گفت: در قسمت آزاد این جایزه نیز 3 برگزیده و 2 شایسته تقدیر داشتیم. مصطفی میرزایی از ملایر، سیدابراهیم پیره از کرمانشاه و آرش مکوندی از اندیمشک نفرات برگزیده اول تا سوم هستند و اسامی شایستگان تقدیر نیز به این ترتیب‌ است: رقیه‌خاتون خاکشور از بوشرویه و یاسمین صیامیان گرجی از بهشهر.

لینک ثبتنام: خبرگزاری مهر:

((یه... پا... تو... بر... چین...!))


... من، قهقهه کودکانه ام را می زدم.

مادرم، زل می زند به کنج پنجره.

آنروزها هیچ وقت، حواسم به حالت چشم های پدرم نبود.

خیلی وقت است...

((خیلی وقت است...))

 

چراغ اتاق خواب  را روشن می کند.

من روبروی آیینه نشسته ام.

از غروب که هنوز اتاق کمی نور داشت، اینجا نشسته ام.

می خواهم به طرفش برگردم. اما خیلی زود چراغ را خاموش می کند و می رود. خیلی زودتر از اینکه دلم برایش تنگ شود.

هیچ راهی نیست که بفهمم چه چیزی از ذهنش گذشته است.

می روم دنبالش.

هیچ کدام از چراغ های خانه را روشن نکرده است.

می آیم چراغ اتاقش را روشن کنم. احساس می کنم کسی نشسته است روبروی آیینه؛ خیلی وقت است. 

من در مجله داستان

دست های آلوده را در مجله داستان (خردنامه همشهری) بهمن ماه بخوانید

از این بالا

به این فکر می کردم که یک مرد و یک زن؛ بالای تپه ی پر از چمن های بلند که پشت به پشت هم  تکیه داده باشند به یک درخت تنومند، و خورشید نیمدایره ی نارنجی وقت غروبی که بزرگ تر از همیشه به نظر می آید، از آن پایین چه سوژه ی نابی می شود برای عکسی که پشت زمینه صفحه ی مانیتور کسی شود یا توی یک مسابقه عکاسی جایزه بگیرد.شاید هم قاب عکس اتاق خوابی دو نفره.

کسی چه می داند ما سر چه چیزی دعوایمان شده و چه تصویر بدبویی از هم توی ذهنمان جا گرفته ؟که اینطور به این درخت پیر  زمخت تکیه دادیم تا بدن هایمان به هم نخورد که چندشمان شود.

                                      عزیزم بخواب؛ می خوام بهت فکر کنم


روی نختخواب خیلی جادار تر از دو نفریمان دراز کشیدم. زنم مثل همیشه زودتر تز من خوابیدو من را با دغدغه های پنهانم تنها گذاشت.

به پوستر هایی که سرتاسر اتاق را پوشانده اندنگاه می کنم.در همه شان اسمش در ردیف بازیگران اول و دوم و حتی سوم هم نوشته نشده است.

چشم هایم را تنگ تر می کنم تا اسم اش را که ریزتر نوشته شده ببینم. شاید باید دلم خوش باشد.

به گریم های نه چندان سنگین اش نگاه می کنم .دلم می سوزد برای خودم. آرام آرام به این فکر می کنم که چرا زنم را برای نقش های همیشه منفی اش زیاد گریم نمی کنند.

قبل از اینکه بخوابم ، کمی هم دلم برای او می سوزد.

قلم  مخصوص نوشتنش را بین انگشتان زمختش شکست.

لبهایش را به صفحه ی آخر دست نوشته ی رمان اش نزدیک کرد.

 درست همانجایی که اسم قهرمان مرد نوشته شده بود: ((قول میدی بهش دست نزنی؟))

 چهارمین جشنواره ملی اینترنتی یک روزه  داستان کوتاه کوتاه دفاع مقدس با معرفی برترینها درکاشان پایان یافت.

  

به گزارش واحد مرکزی خبر، مجری و طراح جشنواره گفت: 200 اثر از600 داستانک رسیده از داخل و خارج از کشور به دبیرخانه جشنواره مربوط به جانبازان کشور است.
ارتجاعی محقق و نویسنده داستانهای دفاع مقدس افزود: بیشترین آثار رسیده به جشنواره از شهرهای ایذه ، اهواز ، اندیمشک ، لارستان ، تهران ، مشهد وگرگان است و از ایرانیان مقیم کشورهای دانمارک، کانادا ، اسپانیا ، امارات و آمریکا نیز 60 اثر به این جشنواره رسیده است.
‌درپایان این مراسم ‌با حضور داوران برترکشوری
ابوتراب خسروی چهره شاخص ادبیات داستانی ایران و حسن محمودی روزنامه ‌نگار و داستان‌ نویس و منتقد ادبیات داستانی
آرش مکوندی از ا‌ندیمشک(داستانک هنوز) ، مهدی ابراهیمی لامه از تهران( داستانک کمین) و میثم محمدی از لارستان ( داستانک نامه) به ترتیب به عنوان نفرات  اول تا سوم این جشنواره معرفی  شدند.
مجری و طراح این جشنواره ملی گفت : جوانترین شرکت‌ کننده از شیراز 12 سال و مسن ‌ترین شرکت ‌کننده از اردبیل 70 سال دارد.
وی گفت: 40 اثر برگزیده چهار دوره جشنواره اینترنتی داستان کوتاه کوتاه دفاع مقدس که در حال ترجمه به زبان انگلیسی است در آینده‌ منتشر و در خانه‌های تاریخی کاشان به گردشگران خارجی ارائه می‌شود.
همچنین نشست آسیب‌ شناسی ادبیات معاصر ایران و رونمایی از کتاب "واهای کانو"حاوی آثار ارسالی به چهارمین جشنواره اینترنتی داستان کوتاه کوتاه دفاع مقدس ازدیگربرنامه‌های مراسم اختتامیه این جشنواره بود.

 

یک دقیقه بعد


 نور قرمزی با دیوار سفید قایم باشک بازی می کند. صداهای مبهم از بلندگو های بیرون ساختمان تقاضای مذاکره با من را دارند.من هم کم کم داشتم باور می کردم کسی که اینجا ایستاده خود م هستم و چیزی که در دستم هست یک تفنگ. سنگینی نگاه تمام کسانی که مجبورشان کرده ام  روی زمین دراز بکشند و دست هایشان بگذارند روی سرشان اذیتم می کند.خودم را میبینم در خنده های گستاخانه نوزادی که در آغوش مادرش قهقهه میزند بی توجه به من، تنفنگم، تهدید هایم. در بی قراری  زن و شوهر جوانی که فقط دوست داشتند به هم نزدیک باشند اما از بد حادثه پسرکی بینشان قرار گرفته بود که با همه ی وخامت اوضاع چشم از صورت زیبای زن جوان بر نمی داشت. مرد کارگری که سیاهی دست هایش از روز کاری قبل کاملا پاک نشده است.گمان نمی کنم ترسیده باشد.هیچ اتفاقی با دیگری فرقی برایش ندارد.انگار که وجب ها آب ازسرش گذشته باشد؛ پیرمردی که با آن همه سن و سال صورتش از اصلاح اول صبح برق می زند. در همهشان خودم را میدیدم. انتخاب سختی خواهد بود.  همه اش تقصیر این پلیس های لعنتی است. تا یک دقیقه دیگر باید اولین جنازه را از ساختمان بیرون بیاندازم.اگر به قولشان عمل نکنند...


***

تمام شد. این هم یک جنازه.

من و دوربینم (این پست ثابت است)

سکته ی ساعت      (من(آرش مکوندی) و دوربینم)

http://negarkhaneh.ir/~arashmidoos/

نخستين جشنواره "محراب" برگزيدگانش را معرفي کرد


آئين پاياني نخستين جشنواره داستان نويسي نماز و بازنويسي قصص قرآني "محراب" عصر جمعه 18 شهريورماه در تالار خورشيد انديمشک برگزار شد.

داوري آثار توسط پوران الهي فر و آقايان ذبيح رضايي و عزت ميرزاوند انجام شد.

در اين جشنواره آرش مکوندي به عنوان نفر اول، سارا خادمي به عنوان نفر دوم و زهرا قلاوند به عنوان نفر سوم شناخته شدند.

نوش دارو


صاعقه ها زمین را به آسمان می دوختند. سیل از بلندترین نقطه ی کوه بالا می رفت.

((پشیمانم پدر... ؛پشیمان... .))

پدر روی عرشه بود. صدا به صدا نمی رسید. حیوانات رم کرده بودند.

کشتی از کنار بلندترین نقطه ی کوه گذشت.

شله زرد

شله زرد

سلام. اینا نمیذارن هم بزنم. منم دوتا شکلات می خوام. یکی واسه ی خودم. یکی هم واسه ی خودت.

راه یافتگان به مرحله ی نهایی جشنواره ی ادبی آن  

راه یافتگان به مرحله ی نهایی جشنواره ی ادبی آن 


به گزارش دبیرخانه ی نخستین جشنواره ی سراسری شعر کوتاه و داستان کوتاه کوتاه، پس از اتمام مراحل مقدماتی داوری جشنواره در بخش داستان کوتاه کوتاه، راه یافتگان به مرحله ی نهایی داوری جشنواره در این بخش معرفی شدند.

راه‌يافتگان به مرحله‌ي نهايي بخش سه اثر

(در این بخش، ۱۲۱ داستان‌نويس به داوری مرحله ی نهایی جشنواره راه یافتند. اسامی این داستان‌نويسان بی هیچ آداب و ترتیبی در ادامه آمده است.)

مژده عباسي، بندرعباس/طيبه شجاعي، كرمان/پروانه ماندگاري، بندرعباس/سيدمحمد رسولي سردرودي، تبريز/فرحناز وكيلي تجره، سنندج/روح‌الله باقري، كرمان/سيدجواد كاظمي، كرمان/جابر سعيد، كرمان/محمدصادق زيارتي‌زاده، بوشهر/طيبه علي‌پور، بوشهر/مينا قويدل دارستاني، رشت/كيوان براهام، جيرفت/حميده يزدي‌نژاد، كرمان/مسعود آباديان، كوهبنان/سيدحسين حسيني، همدان، بهار/بابك علوي تنها، زنجان/عشرت‌سادات ميرحسيني، شاهرود/فاطمه رهبر، بندر انزلي/شمسي وفايي، كرمانشاه/تهمينه دل‌انگيزان، كرمانشاه/مريم كرمي، كرمانشاه/ليلا راهدار، كرمان/اعظم پشت‌مشهدي، بندرعباس/علي‌شير رضايي، اهواز/حسن دولتياري، آذربايجان غربي، تكاب/ابراهيم اكبري ديزگاه، قم/ارژنگ حاتمي، مشهد/بيژن كيا، فارس، شهر صدرا/احمدرضا رزازي، چهارمحال، بروجن/حميدرضا اكبري شروه، اهواز/حميدرضا حافظي، دامغان/احمدرضا خان‌احمد، اصفهان/خليل رشنوي، خوزستان، انديمشك/رضا رياحي مدوار، كرمان، شهربابك/عادل قلي‌پور، اردبيل/مريم كوچكي/اصغر عظيمي‌مهر، كرمانشاه/آبتين محبي كرماني، كرمان/آزاده يزدي، اصفهان/وحيد باقري، رشت/محمدرضا موذن‌زاده، تهران/محمد طالبي، مازندران، ساري/محسن محمدي، قم/مارال عباسي، رامسر/مژده سالاركيا، تهران/مونا اسكندري، لرستان، بروجرد/مهدي اطاعت‌گر، قم/مرجان دورودي، آبادان/مريم بذرافشان، كرج/معصومه كلانكي، تهران/مصطفي انصافي، كرج/صبا سلمان‌زاده، كرج/صالح رزم‌حسيني، كرمان/سيامك احمدي، تهران/سيدمحمد سعيدالسادات/سيدمصطفي فرقاني، تهران/شهين شهبازي، كرمانشاه/زهره موسوي، شهركرد/پريوش ميرزاييان، چهارمحال، بروجن/سعيد آقايي جشوقاني، قم/پروين كبيري، شهركرد/نسرين ارتجايي، كاشان/وحيد باقري، رشت/علي اسدي، شهربابك/علي‌رضا قوام‌آبادي، كرمان/علي مهدي‌نژاد، تهران/عباس صادقي زريني، تهران/ابراهيم اردلان، تهران/رضا اسكندري، تهران/ميلاد ظريف، شيراز/رضا احسان‌پور، اصفهان/فرهاد كوه‌پيما، ياسوج/محمدحسن ابوحمزه/سيدمهرداد موسويان، همدان/زينب برزگر ماهر، اردبيل/شهريار قنبري/ليلا صاحب‌اختياري، كرمان/محمدهادي رحيمي تنها، قم/محمد كشاورزيان، شيراز/محمدمهدي معارفي، اروميه/صابر محمدي، ياسوج/مهدي زينالي، تبريز/نعمت‌الله زندي، سنندج/نيلوفر مالك، تهران/يوسف قاسمي، زنجان/پري شاهيوندي، خرم‌آباد/حميدرضا حمزه‌پور، اروميه/هاله سينايي، شيراز/سعيد آقايي، اصفهان/شيوا زيودار، تهران/علي‌رضا عزيزيان، همدان/مجتبي شول افشارزاده، سيرجان/محسن افروغ، هرمزگان، حاجي‌آباد/مريم كمالي‌نژاد، شيراز/ياس سليماني، لرستان، ازنا/سعيده ثابتي رضويان، تهران/مريم كتابفروش بدري، تبريز/احمد زاهدي، تهران/علي سالارپور، كرمان/عادل حياوي، آبادان/افسانه سلطاني، آبادان/ايلقار موذن‌زاده، استان اردبيل، مشكين‌شهر/شهناز كرمي، اردبيل/احمد ايزدي، كرمان/الهه دهقان‌پيشه، شيراز/اميد نجم‌الدين، سمنان/بنفشه بندعلي، تهران/سيده زهرا اكبري شهابي، ساري/شيرين كامراني، رفسنجان/زهرا نصر، اصفهان/سعيده شهريسوند، لرستان، ازنا/علي‌اصغر سروي، قائم‌شهر/سميه مددي، زواره/شقايق مدي، كرج/مهري اسدي، كردستان، كامياران/علي پاينده جهرمي، شيراز/عارف حسيني، رشت/مهدي زارع، سمنان/مژگان احمدي‌پور، رشت/هادي جعفري، سمنان/آرش مكوندي، خوزستان، انديمشك/

                                             دست های آلوده  


                                              دست های آلوده

شیر را با انگشتان ظریفش باز کرد. سرش را زیر آب گرفت. نفسش را حبس کرده

 بود. موهای پریشانشبه هم می چسبیدند و روی سرش آرام می گرفتند. مثل این

 بود که رام می شوند.صدای شر شر آب تویسرش می پیچید.

غول سیاه دغدغه هایش کوچک و کوچک تر می شد.همراه با قطرات آب سرازیر از

 سر و صورتشِ،تشویش در کاسه ی رو شویی سقوط می کرد.

جایی خوانده بود شستن دست ها سبب آرامش روانی می شود. حتی برای افراد 

جنایتکار.

قصه

قصه


 بابا . . . !؟ واسم قصه میگی؟ آخه مامان چند شبه دیگه به جای من، همش واسه گوشیش قصه میگه.

پایان

پایان

سفره ی هفت سین کامل شده بود؛ با سبزه های روییده از خاک اطاق ِخیره به آسمان تیره.

پشه ها و کرم ها مهمانی را شروع کردند. اول گوشت شیرین نوزاد. عجله هم ندارند. شش میلیارد دیگر هم هست.

اسباب بازی


_ مامان . . .!؟ این تفنگ لو بلام می خلی ؟

_ نه عزیزم . تفنگ که مال پسرا نیست.

                                               من و ماه و تو

این دومین بار است که دست و پایم بسته می شود. بار اول تو بودی و

 حرمت خانواده، اینجا  هم که این دایه های سفید پوشی که

 انصافاهمیشه  از مادرم مهربان تر هستندبه جز فقط شبهای چهاردهم

 .حافظه ام ضعیف شده.فقط یادم هست که همیشه تا ناخن گیر را دستم

 می دید می گفت: ((نکن دیوونه، شب شگون نداره.)) البته دیوونه را فقط

 مادرم نمی گفت. نمی دانم چرا مادرم بعد از تو همیشه دلش پر بود؟ تا به

 من نگاه می کرد می زد زیر گریه. من چیز زیادی نمی خواستم.فقط شبها

 ناخن های ماه را می چیدم.کامل که می شد، تو روی آن به من لبخند می

 زدی.اصلا َ بعد تو هر وقت ناخن گیرم را می خواستم همه به من می

 خندیدند.فقط مادرم بود که گریه می کرد. انگار که جای من او عاشق تو

 بود. همیشه بر عکس همه بود مثل آن روزها.همه تو را می خواستند ولی

 او ... .

***

شبهای چهاردهم می آیند و می روند. من فقط ناخن گیرم را می خواستم.

اختتامیه جشنواره مهر همدان و معرفی برگزیده ها  

مراسم اختتامیه جشنواره سراسری داستان مهر در روز جمعه 6 خرداد ماه 1390 در سالن همایشهای اداره شهرستان همدان برگزار شد .

که اسامی افراد تقدیر شده به شرح ذیل می باشند.

در بخش آزاد :برگزید گان

نفر اول :اقای محمد اسماعیل حاج علیان از سمنان برنده ی دیپلم افتخار همراه تندیس

جشنواره و جایزه نقدی

نفر دوم :خانم فاطمه قشمی از زنجان برنده ی دیپلم افتخار همراه تندیس جشنواره و جایزه

نقدی

نفر سوم :آقای مصطفی میرزایی از ملایر برنده ی دیپلم افتخار همراه تندیس جشنواره و

جایزه نقدی

نفر چهارم :آقای ابوذر هدایتی از قم برنده ی دیپلم افتخار همراه تندیس جشنواره و جایزه

نقدی

نفر چهارم :آقای داوود صفی از ملایر برنده دیپلم افتخار همراه تندیس جشنواره و جایزه

نقدی

که در قسمت آزاد مشترکا دونفر چهارم شدند

در بخش ویژه :برگزیدگان

نفر اول :آقای سید حسین موسوی از همدان برنده ی دیپلم افتخار همراه تندیس جشنواره و

جایزه نقدی

نفر دوم :آقای سید مهرداد موسویان از همدان برنده ی دیپلم افتخار همراه تندیس جشنواره

و جایزه نقدی

نفر سوم :خانم سارا نقی بیرانوند از لرستان برنده ی دیپلم افتخار همراه تندیس جشنواره و

 جایزه نقدی

نفر چهارم :آقای عباس پاسیار از همدان دیپلم افتخار همراه تندیس جشنواره و جایزه نقدی

 

 

این جشنواره در دو قسمت داستان کوتاه و داستان –نقاشی برگزار شده بود که در بخش داستان – نقاشی برگزیدگان به شرح ذیل می باشند 

در بخش داستان – نقاشی :برگزیدگان

نفر اول :آقای محمد مبینی مقدس از تهران برنده ی دیپلم افتخار همراه تندیس جشنواره و

جایزه نقدی

نفر دوم :سید حسین موسوی از همدان برنده ی دیپلم افتخار همراه تندیس جشنواره و جایزه

 نقدی

نفر سوم :مصطفی میرزایی از ملایر برنده دیپلم افتخار همراه تندیس جشنواره و جایزه نقدی

نفر سوم :آرش مکوندی از اندیمشک برنده دیپلم افتخار همراه تندیس جشنواره و جایزه

نقدی


دوقلوها


متولد شدند. اولی در جا مرد. دومی نود و هفت سال بعد.







وصیتنامه مترسک




(( کلاغ با هوش تر از این حرف هاست.))






نو پا

در پایان شعر آخرش نوشت ((منسوب به خیام)) و پیشاپیش به منتقدان سختگیر هفته ی گذشته ی جلسه خندید.






این داستان نیست. شاید . . .

نمی دانم چرا این دست های از پا دراز ترم حتی به رگ گردنم هم نمی رسند. . . ؟

هنوز

ترکش از جایش تکان نخورده است؛ مثل زن.

دوباره

راننده ترمز کرد؛ دنیا در دستان کودک بود. توپ نترکید.

ادامه نوشته